|
شعر و ترانه | ||
|
................................
.........................................................................................................................
روزی سپری شد به امیدی که شب آید شب آمد و دیدم به دلم تاب و تب آمد ای دوست دعا کن من بیچاره مبادا در حسرت دیدار تو جانم به لب آید
[ سهشنبه ۱۳٩۱/٩/٢۸ ] [ ۱۱:٠۸ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
متن ترانه زیبای بازی
تمام سال من بی تو پر از سوز زمستونه اجرا : سیاوش قمیشی [ شنبه ۱۳٩۱/٢/۳٠ ] [ ۳:٢٩ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
متن ترانه زیبای اسیری ( اسم شاعرو نمیدونم ) اگه از دست همه خسته شدم به تو که بد جوری وابسته شدم به تو که نمی تونم راست نگم به چشات هر چی خواست نگم توی دست تو اسیری خوبه جونم و ازم بگیری خوبه با این که کوه دردم با اینکه غم زیاده همین که با تو باشم از سرمم زیاده وقتی لبات بخندن چشات که شاد باشن انگاری که تو دنیا نقل و نبات می پاشن به دلم می گم که مغرور نشه با تو باشه از دلت دور نشه نون مجنون که آجر کردم من که دنیا رو ازت پر کردم کم نکن سایه ات و از روی سرم با تو که باشم از عالم به درم با این که کوه دردم با اینکه غم زیاده همین که با تو باشم از سرمم زیاده با تو همیشه خوبم یه روز بی غروبم با اینکه دردمندم دل می خواد بخندم با اینکه کوه دردم با اینکه غم زیاده همین که با تو باشم از سرمم زیاده اجرا : محسن چاوشی آلبوم ژاکت [ شنبه ۱۳٩۱/٢/۳٠ ] [ ۳:۱٩ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
متن آهنگ زیبای به نام من ( روزبه بمانی)
ببین تمام من شدی اوج صدای من شدی
ترانه سرا : روزبه بمانی آهنگساز و تنظیم کننده : علیرضا افکاری اجرا : داریوش [ شنبه ۱۳٩۱/٢/۳٠ ] [ ۳:٠٩ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
شعر سپیدی از مهری سعیدی [ شنبه ۱۳٩۱/٢/٢۳ ] [ ٢:٢۸ ق.ظ ] [ حبیب حسینی ]
این مطلب اولین بار در سال ۲۰۰۱ توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت ۴ روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد
Interview with god گفتگو با خدا
I dreamed I had an Interview with god خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم
So you would like to Interview me? “God asked” خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟
If you have the time “I said” گفتم : اگر وقت داشته باشید
God smiled خدا لبخند زد
My time is eternity وقت من ابدی است
What questions do you have in mind for me? چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟
What surprises you most about humankind? چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟
Go answered … خدا پاسخ داد …
That they get bored with childhood این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند
They rush to grow up and then long to be children again عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند
That they lose their health to make money این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند
And then lose their money to restore their health و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند
By thinking anxiously about the future That این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند
They forget the present زمان حال فراموش شان می شود
Such that they live in neither the present nor the future آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال
That they live as if they will never die این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد
And die as if they had never lived و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند
God’s hand took mine and we were silent for a while خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم
And then I asked … بعد پرسیدم …
As the creator of people what are some of life’s lessons you want them to learn? به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟
God replied with a smile خدا دوباره با لبخند پاسخ داد
To learn they cannot make anyone love them یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد
What they can do is let themselves be loved اما می توان محبوب دیگران شد
learn that it is not good to compare themselves to others یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند
To learn that a rich person is not one who has the most یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد
But is one who needs the least بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد
To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم
And it takes many years to heal them و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد
To learn to forgive by practicing forgiveness با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن
To learn that there are persons who love them dearly یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند
But simply do not know how to express or show their feelings اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند
To learn that two people can look at the same thing and see it differently یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند
To learn that it is not always enough that they are forgiven by others یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند
They must forgive themselves بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند
And to learn that I am here و یاد بگیرن که من اینجا هستم
Always همیشه [ شنبه ۱۳٩۱/٢/٢۳ ] [ ٢:٢٠ ق.ظ ] [ حبیب حسینی ]
متن شعر زیبای آرامش از( نیلوفر حسینی خواه ) [ یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ ] [ ۱:٠۱ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
متن شعرزیبای "اگر همراه من بودی" از "علی کتانی"
اگر همراه من بودی
[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ ] [ ۱٢:٥٥ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
متن ترانه زیبا شب یلدا ( مریم اسدی) اجرا شده توسط رضاصادقی
[ چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/۳٠ ] [ ٩:۱۳ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
متن ترانه باور کن (خانوم سوده اسدی) باید باور کنم رفتی و دل کندی از این خونه چه بی احساس و مغروری واست دل کندن آسونه نمی دونم کجا رفتی که حتی رد پات گم شد چه جوری قلب لرزونت اسیر حرف مردم شد اگه اشکامو پاک کردم نخواستم دل بسوزونی تو حتی معنی عشقو قسم خوردی نمی دونی بهم گفتی فراموش کن نگفتی که دلم گیره نگفتی با نبودنهات دلم یک عمره درگیره نگفتی تو شبای درد کی با من همنفس میشه نگفتی آخرش این عشق برای من قفس میشه اگه اشکامو پاک کردم نخواستم دل بسوزونی تورو لایق نمی دونم همون بهتر نمی مونی [ سهشنبه ۱۳٩٠/٩/٢٩ ] [ ٩:۳٥ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
|
![]() | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||