شعر و ترانه
قالب وبلاگ
نويسندگان

 

متن شعر زیبای آرامش از( نیلوفر حسینی خواه )

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ ] [ ۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]

 متن شعرزیبای  "اگر همراه من بودی" از  "علی کتانی"

 

اگر همراه من بودی
قفس را باز میکردم
تموم آسمون ها رو
پُر از پرواز میکردم


اگر همراه من بودی
دلت را ساز میکردم
شبای زندگانی را
پر از آواز میکردم


اگر همراه من بودی
صداقت رنگ آبی داشت
کسی در باغچه اش هرگز
علف را گل نمی پنداشت


اگر بودی اگر بودی
به یکساعت نمی ماندم
برای اهل ِ دلمرده
حکایت ها نمی خواندم


اگر بودی اگر بودی
به یک لحظه نمی خفتم
برای اهل خواب آلود
ز کوهستان نمی گفتم


اگر همراه من بودی
صداقت رنگ آبی داشت
کسی در باغچه اش هرگز
علف را گل نمی پنداشت


اگر همراه من بودی
طبیعت دست یاران بود
صدای رویش سبزه
پر از اخبار باران بود


اگر همراه من بودی
درخت هرگز نمی افتاد
صدای عشق می پیچید
طبیعت گل به ما میداد


اگر همراه من بودی
صداقت رنگ آبی داشت
کسی در باغچه اش هرگز
علف را گل نمی پنداشت


[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]

متن ترانه زیبا شب یلدا ( مریم اسدی) اجرا شده توسط رضاصادقی

 

عاشق رنگ سیاه شب یلدام

آخه از روشنی هیچ خیری ندیدم!
...
عاشق تلخی انتهای عشقم

حالا که به آخر قصه رسیدم

عاشق رنگ شب و رنگ غروبم…

عاشق مرگ دقیقه های خوبم ….

“باتموم اشتیاقم آروم آروم

به در بسته ی بی کسی می کوبم”

عاشق شبای دلمردگی هستم

عاشق تنهایی وخستگی هستم

حالا که این زندگی شبیه مرگه

بی امون عاشق این زندگی هستم
[ چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/۳٠ ] [ ٩:۱۳ ‎ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]

متن ترانه باور کن (خانوم سوده اسدی)

باید باور کنم رفتی و دل کندی از این خونه

چه بی احساس و مغروری واست دل کندن آسونه

نمی دونم کجا رفتی که حتی رد پات گم شد

چه جوری قلب لرزونت اسیر حرف مردم شد

اگه اشکامو پاک کردم نخواستم دل بسوزونی

تو حتی معنی عشقو قسم خوردی نمی دونی

بهم گفتی فراموش کن نگفتی که دلم گیره

نگفتی با نبودنهات دلم یک عمره درگیره

نگفتی تو شبای درد کی با من همنفس میشه

نگفتی آخرش این عشق برای من قفس میشه

اگه اشکامو پاک کردم نخواستم دل بسوزونی

تورو لایق نمی دونم همون بهتر نمی مونی

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/٢٩ ] [ ٩:۳٥ ‎ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز                                   فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

................................


کاری کن که همه به تو اعتماد داشته باشند ولی خودت به هیچ کس اعتماد نکن

.........................................................................................................................

 

روزی سپری شد به امیدی که شب آید      شب آمد و دیدم به دلم تاب و تب آمد

ای دوست دعا کن من بیچاره مبادا          در حسرت دیدار تو جانم به لب آید

 

[ دوشنبه ۱۳٩٠/٩/٢۸ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]

 

باید فراموشت.... نمیدونم شاعرش کیه

 

باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم

من می توانم ،می شود آرام تلقین می کنم

با عکسهای دیگری تا صبح صحبت می کنم

...

با آن اتاق خویش را بیهوده تزیین می کنم

سخت است اما می شود در نقش یک عاقل روم

شب نه دعایت می کنم نه صبح نفرین می کنم

حالم نه اصلا خوب نیست تا بعد بهتر می شود

فکری برای این دل تنهای غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای و برنمی گردی همین

خود را برای درک این، صد بار تحسین می کنم

از جنب وجوش افتاده ام دیگر نمی گویم به خود

وقتی عروسی می کند، این می کنم آن می کنم

خوابم نمی آید ولی از ترس بیداری به زور

با لطف قرص قد نقل یک خواب رنگین می کنم

این درد زرد بی کسی بر شانه جا خوش کرده است

از روی عادت دوستی با بار سنگین می کنم

هر چه دعا کردم نشد شاید کسی آمین نگفت

حالا تقاضای دلی سرشار از آمین می کنم

نه اسب،نه باران،نه مرد،تنهاییم و این دائمیست

اسب حقیقت را خودم با این نشان زین می کنم

یا می برم ، یا باز هم نقش شکستی تلخ را

در خاطرات تلخ خود با رنج آذین می کنم

حالا نه تو مال منی،نه خواستی سهمت شوم

این مشکل من بود و هست در عشق گلچین می کنم

کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست

این جمله را با تلخی اش صد بارتمرین می کنم

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/٢۳ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]

متن آهنگ چیکه چیکه (اجراشده توسط فرزاد فرزین)

 

آخرین نامه ات بدست من رسید

غم شدو اشک و توی چشام کشید

منتظر بودم بگی دوسم داری

نه بری اینجوری قالم بزاری

پس فرستادی تمام عکسام و

پاک نکردی از رو گونه اشکام و

آخر قصه چرا اینجوری شد

قسمت دست من از تو دوری شد

تیکه تیکه تیکه تیکه کم کم می ریزم اروم اروم و نم نم

اونی که یه روز عاشقش کردی حالا می گی فراموشش کردم

چیک و چیک و چیک و چیکه بارون من و می کشونه تو خیابون

تیک و تیک و تیک و تیک ساعت می گه نمیاد تا قیامت

حالا دنبال یه گوشم تا تو تنهایی بمیرم

وقتی دیگه نمی زاری دست گرمت و بگیرم

[ جمعه ۱۳٩٠/۸/۱۳ ] [ ٧:٥٩ ‎ق.ظ ] [ حبیب حسینی ]

متن ترانه زیبای دهکده  (روزبه بمانی)

 

آبادی من قد دنیامه آبادی من شکل یک رویاست

هر وقت اینجایی تو این خونه زیباترین جای جهان اینجاست

تو شهر بارون شکل یک روءیاست تو شهر بارون عین تسکینه

جایی برای بوی گندم نیست وقتی هوای شهر سنگینه

جایی که دریا پیش چشماته جایی که پا رو کوه میزاری

دنبال چی میری به سمت شهر وقتی تو خونت جنگل و داری

هر جا بری ریشت تو این خاکه هر رفتنی حتما" رسیدن نیست

وقتی اسیر بوی بارونی جایی مث آبادی من نیست

تو شهر بارون شکل یک روءیاست تو شهر بارون عین تسکینه

جایی برای بوی گندم نیست وقتی هوای شهر سنگینه

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۸/۱ ] [ ٦:۱٩ ‎ق.ظ ] [ حبیب حسینی ]

 متن خاطره رو جا نذاری (مریم حیدر زاده)

 

باز منو تنها نذاری

اونوقتا مهمونت بودم

دنیا رو مدیونت بودم

اونوقتا مجنونم بودی

کلی پریشونم بودی

قصه حالا عوض شده

صحبت یه تولده

قلبتو دادی به کسی

یه کم واسم دلواپسی؟

ستاره‌مون یادت میاد

دلواپسم خیلی زیاد

فقط تماشا میکنی

بعد عشقو حاشا میکنی؟

چه لطفی به من میکنی

تکلیفو روشن میکنی

میگی گذشت گذشته‌ها

چه راحتن فرشته‌ها

سر به سرم که نذاری

بگو یه کم دوسم داری؟

نمیمونی؟ من میمونم

میری یه روزی میدونم

اولا مهربونترن

اونایی که همسفرن

اشک منم که جاریه

نگه دار یادگاریه

میسپارمت دست خدا

اگه دوسم داشتی بیا

میسپارمت دست خدا

اگه دوسم داشتی بیا

واسه ما جشن تولد

یه بهونه بود همیشه

واسه ما جشن تولد

یه بهونه بود همیشه

که رو هدیه بنویسیم

دلم از تو دور نمیشه

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/٧/۱٢ ] [ ۱:٠۱ ‎ق.ظ ] [ حبیب حسینی ]


 آنکس کـه مـرا بـا رخ او روی نـیـازسـت

  شایع شده در شهر شما شعبده بازست

 آری که به صـد حیله مـرا کرد اسیـرش 

  دیـوانـه شدم نیــز ، و  او بــر سـر نازست

 یا رب تو بگو این چه مرامی ست که دارد 

  جسمش همه پوشیده ولی مقنعه بازست

 بــاور بـکنـم یــا نـکـنـم آنـچـه شـنیــدم 

کــافـر شـده بــا آیـنه مـشغـول نـمـازست

 عالم نگران ، در غم مطـرب شدنش بود 

حـالا همـه شاعـر شده و قافیه سازست

 با عارف و سالک شده همبستر و کرده 

کـاری کـه بـرای همه کـس غیر مجازست

 بـر روی لباس تـن او بـافـتـه از عـشق 

هـر دکمه معماست و هر یک گره رازست

 ای دوست اگر قصه تو خواهی که بدانی 

کـوتــاه کنـم قصـه ی دردش که درازست

 هرچند همه جاذبه ی عشق درین ست 

هـر قـدر کـه تکـرار شود مطلب تازه ست

[ پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٠ ] [ ٢:٥٤ ‎ق.ظ ] [ حبیب حسینی ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد که امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد. متولد 25 اردیبهشت سلا 68 ساعت 11 صبح
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed