شعر و ترانه
قالب وبلاگ
نويسندگان

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز                                   فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

................................


کاری کن که همه به تو اعتماد داشته باشند ولی خودت به هیچ کس اعتماد نکن

.........................................................................................................................

 

روزی سپری شد به امیدی که شب آید      شب آمد و دیدم به دلم تاب و تب آمد

ای دوست دعا کن من بیچاره مبادا          در حسرت دیدار تو جانم به لب آید

 

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٩/٢۸ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]

متن ترانه زیبای بازی

 

تمام سال من بی تو پر از سوز زمستونه

صدای خنده رو هیچکس نمی شنوه از این خونه

تو رفتی و نگاه من یه دریا درد و غم داره

یکی انگار توی سینه ام گل یائس داره میکاره

بی تو قلب جهنم هم مثل خونه واسم سرده

با اون حالی که تو رفتی محال بازی برگرده

دارم یخ میزنم بی تو تا فرصت هست آخه برگرد

تو این سرمای تنهایی نمی شه حفظ ظاهر کرد

جای خالی تو داره همه دنیــا مو میگیره

بی تو آسون ترین کارا واسم سخت و نفس گیره

بی تو همصحبت شب هام همین چهار دونه دیواره

بی تو این سقف هم سقف نیست ازش دلتنگی میباره

اجرا : سیاوش قمیشی

[ شنبه ۱۳٩۱/٢/۳٠ ] [ ۳:٢٩ ‎ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]

متن ترانه زیبای اسیری ( اسم شاعرو نمیدونم )

اگه از دست همه خسته شدم

به تو که بد جوری وابسته شدم

به تو که نمی تونم راست نگم

به چشات هر چی خواست نگم

توی دست تو اسیری خوبه

جونم و ازم بگیری خوبه

با این که کوه دردم با اینکه غم زیاده

همین که با تو باشم از سرمم زیاده

وقتی لبات بخندن چشات که شاد باشن

انگاری که تو دنیا نقل و نبات می پاشن

به دلم می گم که مغرور نشه

با تو باشه از دلت دور نشه

نون مجنون که آجر کردم

من که دنیا رو ازت پر کردم

کم نکن سایه ات و از روی سرم

با تو که باشم از عالم به درم

با این که کوه دردم با اینکه غم زیاده

همین که با تو باشم از سرمم زیاده

با تو همیشه خوبم یه روز بی غروبم

با اینکه دردمندم دل می خواد بخندم

با اینکه کوه دردم با اینکه غم زیاده

همین که با تو باشم از سرمم زیاده

اجرا : محسن چاوشی آلبوم ژاکت

[ شنبه ۱۳٩۱/٢/۳٠ ] [ ۳:۱٩ ‎ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]

متن آهنگ زیبای به نام من ( روزبه بمانی)

 

 

ببین تمام من شدی اوج صدای من شدی

بت منی شکستمت وقتی خدای من شدی

ببین به یک نگاه تو تمام من خراب شد

چه کردی با سراب من که قطره قطره آب شد

به ماه بوسه می زنم به کوه تکیه می کنم

به من نگاه کن ببین به عشق تو چه می کنم

به ماه بوسه می زنم به کوه تکیه می کنم

به من نگاه کن ببین به عشق تو چه می کنم

منو به دست من بکش به نام من گناه کن

اگر من اشتباهتم همیشه اشتباه کن

نگو به من گناه تو به پای من حساب نیست

که از تو آرزوی من به جز همین عذاب نیست

هنوز می پرستمت هنوز ماه من تویی

هنوز مومنم ببین تنها گناه من تویی

به ماه بوسه می زنم به کوه تکیه می کنم

به من نگاه کن ببین به عشق تو چه می کنم

به ماه بوسه می زنم به کوه تکیه می کنم

به من نگاه کن ببین به عشق تو چه می کنم

 

ترانه سرا : روزبه بمانی

آهنگساز و تنظیم کننده : علیرضا افکاری

اجرا : داریوش   

[ شنبه ۱۳٩۱/٢/۳٠ ] [ ۳:٠٩ ‎ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]

شعر سپیدی از مهری سعیدی

[ شنبه ۱۳٩۱/٢/٢۳ ] [ ٢:٢۸ ‎ق.ظ ] [ حبیب حسینی ]

این مطلب اولین بار در سال ۲۰۰۱ توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت ۴ روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد

 

Interview with god

گفتگو با خدا

 

I dreamed I had an Interview with god

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم

 

So you would like to Interview me? “God asked”

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

 

If you have the time “I said”

گفتم : اگر وقت داشته باشید

 

God smiled

خدا لبخند زد

 

My time is eternity

وقت من ابدی است

 

What questions do you have in mind for me?

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

 

What surprises you most about humankind?

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

 

Go answered …

خدا پاسخ داد …

 

That they get bored with childhood

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند

 

They rush to grow up and then long to be children again

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند 

 

That they lose their health to make money

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند

 

And then lose their money to restore their health

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند

 

By thinking anxiously about the future That

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند

 

They forget the present

زمان حال فراموش شان می شود

 

Such that they live in neither the present nor the future

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال

 

That they live as if they will never die

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد

 

And die as if they had never lived

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند

 

God’s hand took mine and we were silent for a while

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم

 

And then I asked …

بعد پرسیدم …

 

As the creator of people what are some of life’s lessons you want them to learn?

به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟

 

God replied with a smile

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد

 

To learn they cannot make anyone love them

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد

 

What they can do is let themselves be loved

اما می توان محبوب دیگران شد

 

learn that it is not good to compare themselves to others

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند

 

To learn that a rich person is not one who has the most

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد

 

But is one who needs the least

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

 

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love

یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم

 

And it takes many years to heal them

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد

 

To learn to forgive by practicing forgiveness

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن 

 

To learn that there are persons who love them dearly

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند 

 

But simply do not know how to express or show their feelings

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند

 

To learn that two people can look at the same thing and see it differently

یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند

 

To learn that it is not always enough that they are forgiven by others

یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند 

 

They must forgive themselves

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند

 

And to learn that I am here

و یاد بگیرن که من اینجا هستم

 

Always

همیشه

[ شنبه ۱۳٩۱/٢/٢۳ ] [ ٢:٢٠ ‎ق.ظ ] [ حبیب حسینی ]

 

متن شعر زیبای آرامش از( نیلوفر حسینی خواه )

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ ] [ ۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]

 متن شعرزیبای  "اگر همراه من بودی" از  "علی کتانی"

 

اگر همراه من بودی
قفس را باز میکردم
تموم آسمون ها رو
پُر از پرواز میکردم


اگر همراه من بودی
دلت را ساز میکردم
شبای زندگانی را
پر از آواز میکردم


اگر همراه من بودی
صداقت رنگ آبی داشت
کسی در باغچه اش هرگز
علف را گل نمی پنداشت


اگر بودی اگر بودی
به یکساعت نمی ماندم
برای اهل ِ دلمرده
حکایت ها نمی خواندم


اگر بودی اگر بودی
به یک لحظه نمی خفتم
برای اهل خواب آلود
ز کوهستان نمی گفتم


اگر همراه من بودی
صداقت رنگ آبی داشت
کسی در باغچه اش هرگز
علف را گل نمی پنداشت


اگر همراه من بودی
طبیعت دست یاران بود
صدای رویش سبزه
پر از اخبار باران بود


اگر همراه من بودی
درخت هرگز نمی افتاد
صدای عشق می پیچید
طبیعت گل به ما میداد


اگر همراه من بودی
صداقت رنگ آبی داشت
کسی در باغچه اش هرگز
علف را گل نمی پنداشت


[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]

متن ترانه زیبا شب یلدا ( مریم اسدی) اجرا شده توسط رضاصادقی

 

عاشق رنگ سیاه شب یلدام

آخه از روشنی هیچ خیری ندیدم!
...
عاشق تلخی انتهای عشقم

حالا که به آخر قصه رسیدم

عاشق رنگ شب و رنگ غروبم…

عاشق مرگ دقیقه های خوبم ….

“باتموم اشتیاقم آروم آروم

به در بسته ی بی کسی می کوبم”

عاشق شبای دلمردگی هستم

عاشق تنهایی وخستگی هستم

حالا که این زندگی شبیه مرگه

بی امون عاشق این زندگی هستم
[ چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/۳٠ ] [ ٩:۱۳ ‎ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]

متن ترانه باور کن (خانوم سوده اسدی)

باید باور کنم رفتی و دل کندی از این خونه

چه بی احساس و مغروری واست دل کندن آسونه

نمی دونم کجا رفتی که حتی رد پات گم شد

چه جوری قلب لرزونت اسیر حرف مردم شد

اگه اشکامو پاک کردم نخواستم دل بسوزونی

تو حتی معنی عشقو قسم خوردی نمی دونی

بهم گفتی فراموش کن نگفتی که دلم گیره

نگفتی با نبودنهات دلم یک عمره درگیره

نگفتی تو شبای درد کی با من همنفس میشه

نگفتی آخرش این عشق برای من قفس میشه

اگه اشکامو پاک کردم نخواستم دل بسوزونی

تورو لایق نمی دونم همون بهتر نمی مونی

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/٢٩ ] [ ٩:۳٥ ‎ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد که امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد. متولد 25 اردیبهشت سلا 68 ساعت 11 صبح
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed